انگار مضراب عشق فقط در طنین صدای تو
به نوا در میآید.
وچشم های تو چشمه جوشان شراب طهور میشود
من اما انگار مسخ این نگاهم
که اینگونه بی سرو سامان پی ات روان
ترنم صدای تو پیچیده است در هوای دلم
ومرغ دل نغمه سرایی میکند با این نوای خوش.
چشم هایم.
نه چشمهایت
پر است از من...
صدای رد پایت را از خش خش برگهای خزان زده دلم میشنوم
پاییز را برای هزار رنگش دوست دارم
نه انگار کنی دلم رنگین کمان است
سرخیش رنگ خون است و زردیش رنگ رویم از فراق تو
گل همیشه بهار من با من بیشتر بمان گلم
گفتم که امشب بیاد روزهای خوش با تو بگویم
رشته کلام باز هم گسسته شد
انگار قرار نیست ...
" با تو زود دیر می شود پیمان"
سلام دوستای گلم حالتون خوبه؟
شرمنده ام از بی وفایی ام. شنیدن می گن طرف گیر افتاده به گمونم گیر افتادم تو این چند وقت مجبور بودم اصول خانه داری رو به صورت ام پی تن یاد بگیرم .از غذاهای ایرونی و فرنگی گرفته تا کیک و شیرینی و ترشی انداختن![]()
الان حتما دارید یه کمی بهم می خندید اما اگه جاری های شما هم هم سن مامانتون بودن مجبور می شدین تو این دوی استقامت شرکت کنید
شدم سوگلی خانواده ی همسرم آقامون می گه من مامان باباشو چیز خور کردم یا شایدم وردی دم گوششون خوندم.
فقط می تونم بگم خدا رو شکر که تونستم از پس زندگیم بر بیام مراسم عروسیمون حالا حالا ها عقب افتاده
شاید یه وبلاگ زدم خانوادگی از همین وبلاگ های سوسولی
آخه نمی دونم چرا زیادی رمانتیک شدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دلم براتون تنگ می شه بازم می یام و سر می زنم به اینجا عاشششششششششششقتونم


